اینترنت با مغز ما چه می کند؟
قبول کنیم یا نه، این روزها اینترنت و شبکه های اجتماعی در حال تغییر دادن دنیای ما هستند. بسیار واضح به نظر می رسد که ما زمان زیادی را برای فکر کردن درباره پیامدهای واقعی این قضیه و تاثیری که بر روابط فیزیکی و روزمره مان گذاشته است، اختصاص نمی دهیم. اما دانشمندان معتقدند، اینترنت به طور قطع پیامدها و آثار خاص خود را در زندگی ما به جا می گذارد. نسل آمیخته با اینترنت، سریع تر عمل میکند و قادر است اطلاعات را با سرعتی بیشتر از نسل گذشته تجزیه و تحلیل کند، اما طرف دیگر ماجرا، نکاتی منفی را بازگو میکند.
 در سال 2007، پروفسور Gary Small، استاد دانشگاه UCLA، مشاهداتی درباره اثرات اینترنت انجام داد. او در این تحقیق از سه کاربری که مرتب از اینترنت استفاده می کردند، و همچنین از سه نفر که به تازگی با اینترنت و نحوه کار با آن آشنا شده بودند، استفاده کرد تا تفاوت بین مالتی تسکرهای قوی و خفیف را بیابد. (مالتی تَسکِر/Multitasker به افرادی گفته می شود که در آن ِ واحد قادر به انجام چندین کار باشند و معادل قابل قبولی در زبان فارسی ندارد) همانطور که از قبل گمان می رفت، هنگامی که به آنها گفته شد تا موضوعاتی از پیش تعیین شده را گوگل کنند،تفاوت هایی بین فعالیت های عصبی دو گروه مشاهده شد. مغز آن گروه از کاربران که باتجربه و کارآموخته تر بودند، به سرعت درگیر فرآیند تصمیم گیری و حل مساله شد و عصب ها مانند یک " آتش بازی" شروع به فعالیت کردند. اما در مورد گروه دوم همچین چیزی اتفاق نیفتاد. بعد از مدتی مشاهده و تحقیق، پروفسور Small از شرکت کنندگان خواست تا هر روز به مدت یک ساعت با اینترنت کار کنند و مطالب متفاوتی را جستجو کنند.

 بعد از 6 روز متوجه شد تا فعالیت های مغزی آن گروه از کاربران نوپا و جدید نیز مانند همان "آتش بازی" ای شده که در مغز گروه کاربران باتجربه اتفاق می افتد! درواقع خلاصه ماجرا اینست که عادت ِ اینترنت گردی، مسیرهای موجود در مغز را تغییر می دهد. پس از آن، پیامدهای این تغییرات، بارها و بارها از سوی محققان مورد آزمایش قرار گرفت. به گونه ای که امروزه با قاطعیت می توان گفت کوچکترین محرکی قادر به پرت کردن حواس ما می باشد. این روزها با وجود tab های همیشه باز روی مرورگرها و تلفن همراه هایمان، یک نوع پیوند دائمی با دوستان و افراد مختلف و همچنین اطلاعات داریم و هر زمان که بخواهیم گریزی به هرکدام می زنیم. شما ممکن است این پدیده را مالتی تسک بودن بنامید اما دانشمندان از آن به عنوان یک مشکل یاد میکنند. در سال 2009، محققی به نام Eyal Ophir، مطالعاتی را در دانشگاه استفورد انجام داد و نتیجه گرفت افرادی که دائما به اینترنت متصل هستند، بین چیزهای نامربوط دست و پا می زنند. او می گوید طی سه بار آزمایشات مختلف، افرادی که دائما به اینترنت متصل هستند در مقایسه با افرادی که در حد معمول از اینترنت استفاده می کنند، عملکرد ضعیفی از خود نشان دادند. در این آزمایشات، حافظه آنها سنجیده شد و همچنین مشاهده شد که آن‌ها چطور محرک‌های بی‌ربط را فیلتر کرده و بین وظایفی که به آنها داده شده بود، دست و پا میزدند. کاربران قوی اینترنت همواره تصویری از آنچه که مقابل‌شان (در tab های مختلف) قرار دارد، در ذهن خود دارند و نمی‌توانند به طور جداگانه به یک کدام از آن‌ها بی اندیشند. در آمریکا به طور متوسط در هر خانه ای 5.7 دستگاه به اینترنت متصل است.


در حقیقت مساله‌ی متصل نشدن به اینترنت در حال تبدیل به موضوعی سخت تر و پیچیده شده است. البته این حقیقت بیشتر در مورد نوجوانانی صدق می کند که به سختی می توانند از دنیای اینترنت دور بمانند و استتوس های به روز شده ی دوستان‌شان یا ایمیل‌شان را چک نکنند. Sherry Turkle، روانشناس دانشگاه MIT در این باره می گوید: "اگر شما همواره غرق در اینترنت باشید، سرعت پاسخگویی شما تحت فشار می رود" (بقیه از شما توقع دارند که زود به زود پاسخ آن ها را بدهید). Michael Hausaure نیز یک روان درمانگر است که در این باره می گوید: "نوجوانان علاقه‌ی زیادی به دانستن درباره آنچه که درحال حاضر در زندگی همسالانشان میگذرد، دارند و مدام می ترسند که از غافله عقب بمانند." البته این نظرات غالبا درباره مقوله‌ی پیامک و چت در سال 2009 و قبل از آن است. باید این نکته را درنظر گرفت که تکنولوژی به سرعت درحال پیشرفت است و وجود برنامه‌های متفاوت چت، شبکه های اجتماعی و گوشی های هوشمند، این قضیه را تشدید می کند. متوسط برنامه هایی که روی یک گوشی هوشمند نصب می شود، 41 برنامه است و بدان معنی ست که شانس ما برای فاصله گرفتن از دنیای حقیقی بیشتر می شود! تمام این برنامه ها، بر روابط ما در دنیای واقعی اثر می گذارد. مطالعات استنفورد نشان میدهد که دانش آموزان بیشتر تمایل دارند به هم کلاسی های خود پیامک بفرستند تا اینکه به طور فیزیکی با آنها روبرو شوند.


 مرکز مطالعات ِ اینترنت Pew نیز صحت این مطلب را تایید می کند. در واقع نوجوانان، Text زدن را به جای ایمیل، تلفن و ارتباط رو در رو ترجیح می دهند و به این صورت است که توانایی های آن ها برای خواندن حالت چهره افراد و برقراری ارتباط میان فردی، کاهش می یابد.
  در عین حال از آنجایی که افراد مدت زمان زیادی را به صورت آنلاین صرف می کنند، سعی می کنند تا از طریق شبکه های اجتماعی و یافتن علایق مشابه، به دوست‌یابی بپردازند. اما آنچه که در حقیقت اتفاق می افتد این است که این افراد سعی در معاشرت با کسانی دارند که چیز زیادی از زندگی‌شان نمی دانند و جنبه‌های مختلف زندگی آن‌ها برای هم پوشیده است. این باعث می شود که کاربران اینترنت به افرادی تبدیل شوند که آنچه را که میخواهند بشنوند، بشنوند و آنچه را که می خواهند بدانند، بدانند و در یک مقیاس بزرگتر، باعث می شود که افراد آن روی یکدیگر را نبینند.  با توجه به همه این‌ها، تعجب آور نیست اگر بگوییم توانایی ما در جذب و به دست آوردن اطلاعات، این روزها تحت تاثیر "گوگل" قرار گرفته و یا اینکه اگر به اطلاعاتی برای برقراری ارتباط با دوستمان نیاز داشته باشیم میتوانیم با چند کلیک آن را به دست بیاوریم. همچنین تعجب آور نیست که بگوییم، افرادی که با اینترنت در تماس هستند، تلاش کمتری می کنند تا چیزی به به خاطر بسپارند. اطلاعات مهم، شماره تلفن ها، اسامی، آدرس ها، همه و همه از طریق گوگل، لینکدین، توییتر و فیس بوک قابل دستیابی است. ممنون از آن ها!

نویسنده :

دنبال کردن نویسنده در :
468 ad

ارسال نظرات

نام:*
ایمیل:*
متن نظر:
کد را وارد کنید: *
عکس خوانده نمی شود